امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
نام ترانه: تنگنا
خواننده: فریدون فروغی
شاعر: فریدون شیبانی
آهنگساز: اسفندیار منفرد زاده
تنگنا
دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خارو خسی نیست
بارون از ابرا سبک تر می پره
هر کسی سر به سوی خودش داره
مثه لاک پشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچکس دلمو نمی بره
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خارو خسی نیست
ماهی از پاشوره بیرون افتاده
شاپرک ها پراشون زخمی شده
نکنه تو گله ی بره هامون
گذر گرگ بیابون افتاده
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خارو خسی نیست
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
متاسفم برات ای دل ساده
نقدی بر آلبوم متاسفم اثری دیگر از محسن چاووشی

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
رفیقان قدر یکدیگر بدانید...اجل سنگ است و ادم مثل شیشه.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
![]() |
|
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱.اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی
۲.تمام زندگی را از دریا بیاموز , زیرا برای در اغوش گرفتن ساحل ارام و قرار ندارد
۳.چقدر سخت است گل آرزوهایت را در باغ دیگری ببینی و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زیر لبت بگویی: گل من باغچهی نو مبارک
۴.تو را به دادگاه خواهند کشید..........! شاید به حبس ابد محکوم شوی.....! جزییات جنایتت معلوم نیست.........! اما؟؟؟؟؟؟ اثر انگشت تو را روی قلبی شکسته یافته اند
۵.بهاری که می شود دلم می دانم که عاشقم زمستان نشانه می رود گل ها را صحرا صبور به تماشا نشسته است دست که می سایم بر گرده ی باد پوستم می سوزد گر می گیرد دلم می دانم اما بهاری می شوم می خوانم بلند که : عاشقم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
اقتدار پرواز بیهوده بود ...
نه پری در كار بود ....
نه آسمانی ......
و با خود گفتم
آیا با لب های دوخته
روزی خواهیم خندید ....
---------------------------------------------------------------------------------------------------------



شمام بگید چه عکسی بذارم؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام بعد از شیش ماه اومدم اپ کنم!!!
از روزگار دلم گرفته ازاین تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم بارون ببار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم گریه کنم گریه کنم
برای گم کردن خویش رها شدن از کم و بیش
جدا از این مردم شدن برای در خود گم شدن
بهانه ی گریه می خوام بهانه ی فریاد زدن
بیا تو باش ای مهربان بهانه ی گریه من
ازمن دیگه هیچ چیزنمونده یه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هوای گریست گونه هام رو بارون پوشونده
ابر غمم بارون نمیشه درد سکوت درمون نمیشه
بخون برام از پشت شیشه درد سکوت درمون نمیشه
( ابی / ستاره / گریه )
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱:سلام ...سال نو مبارک
۲:روزبه تو خیلی باهوشی..اره من بزودی میمیرم
۳:دختر تنهایی ها خیلی حجالتم دادی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهشت ودوزخ وتهدید و ترغیب، نماز وروزه وتطهیر وتذهیب،برای چیست؟این الفاظ والقاب؟چه کس این دسته گلها داده به آب؟
من دلم می خواهد با طلوع خورشید، جای هر قطره ی شبنم،روی هرگلبرگی بنویسم،دوستت میدارم
.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام به دوستان خوبم؛ امید وارم روز عشقولی خوبی داشته بیده باشید...یه تاریخچه از روز ولنتاین مینویسم که خالی از لطف نیست:
« تاریخچه كامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه كلیساى كاتولیك به این نتیجه رسیده است كه حداقل سه قدیس وجود داشته اند كه همگى به شهادت رسیده اند. به همین دلیل چندین افسانه سعى در بازگوئى تاریخچه این آئین دارند اما آنچه كه از همه قابل باورتر و نزدیكتر به عقل می آید این است كه گفته مىشود ولنتاین كشیشى بوده كه در قرن سوم میلادى در رم زندگى می كرده است. زمانى كه امپراتور كلودیوس دوم به این نتیجه رسید كه مردان مجرد نسبت به آنانى كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهترى هستند، وى ازدواج را براى مردان مجرد و جوانى كه در ارتش خدمت می کردند ممنوع كرد. پدر ولنتاین بخاطر غیر عادلانه بودن فرمان امپراتوربا برگزارى مخفیانه مراسم ازدواج به مخالفت با كلودیوس پرداخت.
وقتى راز ولنتاین آشكار شد امپراتور امر به اعدام او داد. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشیش ولنتاین اولین كارت تبریك «ولنتاین» را زمانیکه در زندان بود، فرستاده است. او عاشق یك دختر جوان شده بود،دختری كه احتمالا فرزند زندانبان بود، همان كسى كه در طى دوران زندان به دیدار او مى رفته است.
گقته می شود ولنتاین براى او نامهایى نوشته و در انتها امضاء كرده : «از طرف ولنتاین تو». اصطلاحی كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روى كارتهاى ولنتاین مشاهده می شود. »

این روزها تب ولنتاین همه جای دنیا رو فرا گرفته و شاید خوندن سنتهای كشورهای دیگر هم خالی از لطف نباشه... در اتریش نمونه های سنتی زیادی وجود داره كه ممكنه مربوط باشه به سنت روز ولنتاین مثلا یك سنت اینه كه به معشوقه یك دسته گل هدیه میكنند. بارزترین هدیه ولنتایین از یك باشتك ساتن معطر ساخته شده كه به حالت خاصی با قلب طراحی شده و با پشته های رنگین و همچنین نمادی از پرنده های كوچك و یا پرنده های بهشتی تزیین شده . همه اینها در جعبه مخصوصی قرار داده شده تا ماندگار و شیك و گرانقیمت جلوه كنه . « در انگلیس نمونه هایی پیدا میشود از قلبهایی كه بر روی آنها روز ولنتاین تبریك گفته شده در این كشور در هر بخشی با سنتهای خاص آن منطقه این روز جشن گرفته میشود با نزدیك شدن این روز تمام مجله ها قطعه های ادبی و شعر برای روز ولنتاین چاپ می كنند . كارتهای ولنتاین زیادی هم هست كه بطور زیبا و خاصی طراحی شده كه هر كدام شكل خاصی برای خودشان دارند. كارتهایی هم هستند كه از اطراف میرسند و با كاغذهایی با كیفیت پایین كه حتی مناسب بسته بندی هم نیستند ساخته شده اند و با روبانهای كاغذی و صدف دریایی و حتی خزه دریایی و گلهای خشك و یا مصنوعی كه همه آنها با یك نخ بهم وصل میشوند وبه حالت یك تصویر سه بعدی در می آیند تزیین شده اند . همین طور كارتهای ولنتاین دانماركی كه به كارتهای عاشقانه معروفند و همه گیر شده اند . در گذشته مكانهایی در فرانسه وجود داشت كه جوانان مجرد و سن وسال دار به آنجا میرفتند تا یكدیگر را ببینند و همدیگر را از میان پنجره ها صدا میزدند ( كسی را كه انتخاب كرده بودند ) ولی اگر مرد جوان از ولنتاینش خوشش نمی امد احتمالا تركش میكرد و در نتیجه آن یك آتش بازی راه می افتاد كه خانمهای جوان عكسهای مردان جوان را میسوزاندند و ممكن بود حتی گریه سردهند . گاهی هم این مساله به شرافت فرد ربط داشت . به عنوان مثال یك مرد لاابالی امكان داشت با یك خانم آراسته جور شود، آن هم فقط برای سرگرمی ! »
" align="left" hspace="10" vspace="2"> جمعه ، بیست و پنج بهمن ، روز خوبی بود برای كسانی كه ایده های جالبی دارند و همینطور برای فروشنده های با ذوق و سلیقه كه تونستند اجناس تاپ خودشون رو با قیمت هایی كه گاه اعجاب آور به نظر میرسید بفروشند در این بین بوتیكهای لباس، عطر فروش ها و نقره فروش ها و حتی كتاب فروش ها تونستند پول خوبی به جیب بزنند شاید در این چند روز به اندازه سه ماه فروششون بیشتر شده بود. چهارده فوریه روز ولنتاین روزی كه به روز عشاق بیشتر معروف شده و كلمه دوستت دارم آسانتر روی لبها میاد. ولنتاین هیچ نزدیكی با فرهنگ و تاریخ و تمدن ما نداره ولی روز عشق جهانی تاریخ و تمدن را نمیشناسه. این روز بهانه خیلی خوبیه برای خیلی از كارها. این جشن بدون هدیه هیچ لطفی نداره... هر چند ریشه ولنتاین در ایتالیاست ولی هر چه هست ولنتاین یك بهانه است ، بهانه ای برای نمایش جمله دوستت دارم .
در ایران ولنتاین قدمتش شاید به پنج یا شیش سال هم نرسه. شاید حتی خیلی از جوانها حتی این روز رو نشناسن چندان هم عجیب نیست چون ولنتاین در رسانه های ایران جایی برای شناسانده شدن نداره و این باعث بوجود اومدن نگاههای مختلف شده. شاید خیلی از ما حتی ندونیم معمولترین هدیه این روز عروسك و شكلاته. چیزهایی كه جای خودشون رو به لباس و عطر و .... دادند كه البته رسمی ترند اگر در این چند روز سری به خیابان میرزای شیرازی تهران یا خیابان ویلا كه مركز فروش عروسك هستند زده باشید حتما متوجه این موضوع شدید اگر كسی این روز را نشناسه حتما از دیدن این همه دختر و پسر بزرگ در فروشگاههای عروسك فروشی تعجب میكنه فروشگاههایی كه تمام تلاش خودشون رو برای جلب توجه مشتری میكنند و تلاششون هم نتیجه میده در ابتدا انتخاب از بین این همه فروشگاه و عروسك به نظر آسون میرسه. وقتی وارد هر كدام از این فروشگاهها میشی با دیدن این همه عروسك و وسایل رنگین ذوق زده میشی ولی اگر قصد خرید داشته باشی كارها یك كم مشكل میشه و بدتر اینكه قیمتهای عجیب و غریب باعث میشه مشتری ها با حسرت بیشتری به عروسكها خیره شوند در این بین پسرها راحتر خرید میكنند هر كدام كه وارد فروشگاه میشوند خیلی سریع یكی از عروسكهای گرون قیمت رو انتخاب میكنند و میخرند ولی دخترها كه در این جور مواقع حساسیت بیشتری نشان میدهند و تعدادشان هم خیلی بیشتر از پسرهاست بعد از چند بار نگاه كردن به كل عروسكها و پرسیدن قیمت تازه به این نتیجه میرسند كه چیزی نپسندیدند دختر خانمی كه مثل اینكه خیلی وقته در فروشگاهه و مرتب به دو تا خرسی كه در دستشه نگاه میكنه و در آخر به فروشنده میگه یك كم انصاف داشته باشید فكر ما رو هم بكنید و با حسرت به پسری كه فروشنده تو باكس بزرگی براش یك شكلات مرسی بزرگ و یك خرس بزرگتر و كلی لوازم تزیینی گذاشته نگاه میكنه پسره هم لبخندی تحویلش میده ! دو تا دختر كوچیك كه از لباسهاشون معلومه دوران راهنمایی هستند هم كل میزی رو كه روش پر از وسایل كوچولوست رو زیر و رو كردند وقتی برای خرید با هم به توافق نمیرسند از من میخوان كه نظر بدم وقتی بهشون نگاه میكنم یاد خودم تو این سن میافتم و از این خنده ام میگیره كه هیچی حالیم نبود ! یك آبنات خیلی بزرگ وسط مغازه است كه باعث میشه خیلی ها بهش بخندند چند تا خانم كه تا حالا قیمت همه وسابل مغازه رو پرسیدند و هر بار فقط گفتند « چه خبره اینقدر گرون! » از فروشنده میپرسند این آبنبات به این بزرگی و گرونی كه رو كه كسی نمیخره برای چی میارید ؟ فروشنده هم در جواب میگه « خیلی از دختر خانمها و آقا پسرها میخرند! خیلی چیزهای از این عجیبتر میخرند » دوست من كنار گوشم میگه مثل اینكه رو كم كنیه هر كدوم میخوان برای اون یكی گرونتر بخرن. در فروشگاه باز میشه یك بچه تپل وارد میشه و تمام سرها به طرف اون برمیگرده! همراه مامان بزرگش اومده تا به قول مامانش برای روز ولنتاین برای باباش هدیه بگیره و این یعنی اینكه ولنتاین كوچیك و بزرگ نمیشناسه .

چند تا دختر دانشجو مشغول حرف زدن با همدیگه هستن از صحبتهاشون میشه فهمید یكی از اونها یك دیوان حافظ به عنوان هدیه گرفته و معتقده هدیه باید یك معنای خاص داشته باشه ولی دوستش انگار دنبال یك هدیه عجیب میگرده با دیدن فندكی كه خیلی عجیب و غریبه لبخندی به معنای پیدا كردن كادوی مورد نظرش میزنه ! فروشگاههای دیگه هم هیچ كدوم خلوت تر از این فروشگاه نیستند حتی با اینكه هنوز چند روزی تا ولنتاین باقیست. در این بین ذوق و شوق جوانها برای خرید كادو از همه دیدنی تره و چقدر دیدن صحنه های شادی جذابه و چقدر این جشن های كوچك میتونه خوب باشه كه برای چند روز هم كه شده شادی را به جوانان ما برمیگردونه !
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
دیدن گریهء تمساح محال است عزیز !
تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز
پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز !
ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن
فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز !
ماه من ! عکس تو در چشمه گل آلود شده
عیب از توست !...ببین ! چشمه زلال است عزیز !
دام گیسوی تو بی دانه شده ، می فهمی ؟!
امپراطوری تو رو به زوال است عزیز
عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز
چارفصل است دلم منتظر پاسخ توست
تف و لعنت به تو و هر چه سوال است عزیز !
(صادق فغانی)
******************
شادمانی لحظه هاتان سرشار از عطر عشق باد ... که بی عشق ، نه لحظه لحظه است ، نه عطر عطر ، نه شادی شادی !
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
باران؛وای باران؛ شیشه ی پنجره را باران شست...
اما یاد تو را چه كسی از دل من خواهد شست؟...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
حالا که رفتنی ام با کوله بار خاطره نمی خوام حتی بیای یه لحظه پشت پنجره این روزا راه من و تو عزیزم جدا شده سهم من از عشق تو گریه بی صدا شده من کاری ندارم با اشکای تو من نمی میرم دیگه برای تو من نمی ریزم اشکی به پای تو من خسته شدم دیگه به جون تو من جون سپردم توی زندون تو من می خوام برم دیگه بدون تو اینو می دونم بدون تو شب ها با غم ها مهمونم تو نباشی پیشم بی تو من بیرونم ، خداحافظ ای یار ، مهربونم حالا که رفتنی ام با کوله بار خاطره نمی خوام حتی بیای یه لحظه پشت پنجره به خدا راه من و تو عزیزم جدا شده سهم من از عشق تو گریه بی صدا شده نه دیگه نمیشه با تو نمیشه می دونم نمی تونم نه دیگه نمیشه واسه همیشه بذار تنها بمونم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
درخت
توی تنهایی یک دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیل و طلسم
چه پرنده ها که تو جاده کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن
چه مسافرا که زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدن
تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمیه قشنگ
با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پرغرور که سرش داره به خورشید میرسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو بخداست
صدایی که تو ی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست
رقص دست نرمت ای تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنه
توی ذهن سبز آخرین درخت
حالا تو شمارش ثانیه هام
کوبه های بی امونه تبره
تبری که دشمنه همیشه ی
این درخت محکم و تناوره
من به فکر خستگی های پر پرنده هام
تو بزن، تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
دانی از زندگی چه میخواهم؟
من تو باشم؛پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو؛ بار دیگر تو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ترانه نتوان سرود مگر سكوت...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
مطالب پیشین
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
لینك باكس